رئيس بنياد مسكن نكا گفت: در سال جاري طرح هادي در هشت روستاي نكا اجرايي ميشود.
حسين صياد عصر امروز در آيين افتتاح
يك باب مسكن محرومين روستاي ولامده نكا اظهار داشت: عمده عمليات انجام شده
در طرح هادي روستاها، زيرسازي، جدول و آسفالت، زهكشي و ديوار حائل است.
وي ادامه داد: براي هر كيلومتر جاده 100 ميليون تومان اعتبار احتياج
داريم كه بستگي به طول محورها ميزان اعتبار اختصاص يافته متفاوت خواهد
بود.
رئيس بنياد مسكن نكا در ادامه خاطر نشان كرد: در سال گذشته اين طرح
در هفت روستا اجرايي شده است و براي هر واحد مسكوني 5/7 ميليون تومان
اختصاص يافته است.
صياد محور كار بنياد مسكن را، ساخت مسكن روستايي، اجراي طرح هادي و
صدور اسناد املاك روستايي دانست و گفت: تاكنون اين طرحها به درستي انجام
شده است.
رئيس بنياد مسكن نكا اظهار داشت: روستاي ولامده از سال 84 داراي
شناسنامه ساخت و ساز در روستا شده كه در همين راستا و باتوجه به مقررات و
ضوابط خاص بايد ساخت و ساز انجام شود.
صياد ادامه داد: هرگونه ساخت و ساز و توسعه خانههاي مسكوني، عرض معابر و تغيير كاربري بايد در اين روستا مشخص شود.
وي با بيان اينكه طرح تفضيلي از جمله طرحهاي بنياد مسكن در راستاي
طرح هادي روستايي است، خاطرنشان كرد: تمام طرحهاي اجرايي در سطح روستاها
بايد با همدلي و وفاق اهالي روستا با دهياران و شوراها صورت گيرد تا به
سرانجام خوب برسد.
صياد يادآورشد: دهياران در بسياري از موارد ميتوانند راهگشاي بسياري از مشكلات بوده و ما را در انجام طرحها ياري رسانند.
وي گفت: سمت و سوي بنياد مسكن علاوه بر اجراي طرح هادي، ايجاد معابر و
پيادهروسازي در روستاهاست تا باهمكاري و همياري مردم در اين راستا نيز
روستائيان از نعمت راهسازي مناسب برخوردار شوند.
يك باب مسكن محرومين روستاي ولامده در زميني به مساحت 40 مترمربع و داراي دو اتاق با اعتبار 40 ميليون توماني به بهرهبرداري رسيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:13  توسط امیر حسین
|
بخشدار هزار جريب نكا گفت: از 63 روستاي هزار جريب تنها در دو روستا طرح هادي اجرايي شد است.
سيدمهدي ميري عصر امروز در مراسم
بهرهبرداري از مسكن محرومان در روستاي ولامده اين بخش افزود: بايد
اعتبارات در سرفصلهاي مناسب و با توجه به ظرفيتهاي خاص مناطق اختصاص
يافته و اجرايي شود.
وي تصريح كرد: متاسفانه بسياري از روستاهاي اين بخش با توجه به ما وضعيت نامساعد، از عدم طرح هادي رنج ميبرند.
ميري ادامه داد: اجراي طرح هادي در دو قسمت كمك مردمي كه با عقب نشيني
به موقع همراه است و همچنين كمكهاي بنياد مسكن و مساعدتهاي خوب آن به
درستي در حال انجام است.
وي اظهار داشت: در 30 سال انقلاب 500 وام مقاوم سازي در سطح
روستاهاي نكا به مردم اختصاص يافت در حال كه در سه سال گذشته و در دولت
احمدي نژاد، هزار و 500 وام اختصاص يافته كه بيانگر توجه دولت به
روستاهاست.
ميري مهمترين نارساييها و مشكلات روستاهاي منطقه را، بافت روستا،
عرض كم معابر، گل و لاي ايجاد شده در بارندگي، عدم شنريزي، بضاعت كم مالي
عنوان كرد و بيان داشت: به دليل بنيه كم مالي اكثر روستاهاي ما زير پوشش
كميته امداد بوده و ميزان زير پوشش اين روستا به روستاي ديگر بيشتر است.
بخشدار هزار جريب نكا ادامه داد: در بخش راهسازي روستا 45 كيلومتر
راه آسفالته وجود دارد كه 15 كيلومتر آن در دولت نهم بوده و در همين راستا
20 كيلومتر نيز زيرسازي شده است.
وي راه تردد در روستاها را سخت و مشكل و صعبالعبور دانست و
خاطرنشان كرد: با توجه به خشكسالي مداوم در سالهاي اخير اندك درآمد به
دست آمده نيز از بين رفته و افراد براي امرار معاش بايد در نكا و شهرهاي
همجوار كار كنند.
ميري با اشاره به اينكه فقر غذايي در منطقه مشهود است، يادآورشد:
انتظار روستاهاي هزار جريب از مسئولان، اقبال و توجه بيشتر به اين منطقه
است و اينكه مسئولان نيز با تاسي از دولت نهم نگاه ويژهاي را به اين
مناطق داشته باشند.
وي در پايان افزود: روستائيان ما از مهمترين پشتوانههاي كشاورزي و
دامداري منطقهاند كه بايد با مهيا سازي مناسب امكانات در مناطق آنان را
در روستا نگه داشت و ازمهاجرت بيرويه آنان به سوي شهرها براي امرار معاش
كاست.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:11  توسط امیر حسین
|
خبرگزاري
فارس: بخشدار مركزي نكا گفت: راههاي ارتباطي روستاهاي برفديده نكا كه
از روز گذشته به صورت متناوب باز و بسته بوده بود با تلاش راهداران باز
شد.
به
گزارش خبرگزاري فارس از شهرستان نكا، غلام آرست عصر امروز در حاشيه بازديد
از محورهاي مواصلاتي روستاهاي آسيبديده از برف اظهار داشت: بارش برف هفت
روستاي شهرستان نكا را سفيدپوش كرد.
وي تصريح كرد: بارش برف در بخش مركزي هفت روستاي دهستان پيرجه باعث شد تا در ساعتهاي اوليه با كندي عبور و مرور مواجه باشيم.
بخشدار مركزي نكا در ادامه تصريح كرد: بارش برف در روستاهاي گرگتج،
رمدانخيل، لاكتراش، گلورد بزرگ، گلورد كوچك، كاركم و للرد موجب شد تا
كشاورزان منطقه در اين دو روز با توجه به بارندگي و كاهش دما دست از كار و
كشاورزي بكشند.
آرست ادامه داد: تاكنون ارتفاع بارش برف در اين مناطق 20 سانتيمتر گزارش شده است.
وي يادآورشد: با همكاري اداره راه و ترابري شهرستان در حال حاضر تمام
راهاي ارتباطي به اين روستاها باز و عبو و مرور با كندي در حال انجام است.
بخشدار مركزي نكا با بيان اينكه در صورت بارندگي برف و باران در
ساعات آينده امكان كندي تردد در اين محور بيشتر خواهد شد، افزود: رانندگان
بايد با رعايت كامل نكات ايمني در جاده تردد كنند و زنجير چرخ به همراه
داشته باشند.
آرست در ارتباط با تمهيدات انديشيده شده در صورت افزاش برف و
باران در منطقه بيان داشت: با رايزنيهاي مناسب با اداره راه و ترابري و
نكاچوب، افراد اين اداره به صورت آماده باش در جادهها حاضر و گروهاي
امداد شهرستان نيز درصورت لزوم بهكارگيري خواهند شد.
هفت روستاي شهرستان نكا داراي بيش از سههزار نفر جمعيت كشاورز است
كه با بارش برف در اين فصل از سال امكان خسارات به باغات و اراضي كشاورزي
در منطقه احساس ميشود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 8:55  توسط امیر حسین
|
بارش شديد برف هزارجريب نكا را سفيدپوش كرد
خبرگزاري فارس: بارش شديد برف و كاهش محسوس دما، هزار جريب نكا را سفيدپوش كرد.
به
گزارش خبرگزاري فارس از شهرستان نكا، بارش برف شديد در بخش هزارجريب نكا
كه از نيمه شب گذشته آغاز و سبب سفيدپوش شدن روستاهاي مختلف اين بخش شد،
در اوايل بارش موجبات كندي رفت و آمد در منطقه را ايجاد كرده بود.
بخشدار هزارجريب نكا با اعلام اينكه بارش برف در دو روز اخير باعث
غافلگيري مردم و كشاورزان منطقه شد، افزود: اين بارش در بيش از 60 روستاي
منطقه هزار جريب موجبات خيمهزدن فصل زمستان و نيز بارش برف در بخش
هزارجريب شهرستان نكا مازندران شد.
سيدمهدي ميري در گفتگو با فارس درباره چگونگي عبور و مرور در
محورهاي مواصلاتي افزود: خوشبختانه راههاي ارتباطي بخش هزار جريب نكا با
همكاري اداره راه و ترابري و نكاچوب بازگشايي شده و درحال حاضر مسيرها و
راههاي ارتباطي با اين بخش باز است.
ميري ادامه داد: بارش برف در هزارجريب در روزهاي اخير سبب كاهش شديد دما و سوزش سرما در اين بخش شده است.
تاكنون بيش از 20 تا 30 سانتيمتر برف در روستاهاي بخش هزارجريب نكا باريده و اين بارش همچنان ادامه داد.
اين ميزان بارش برف سبب شده است تا رانندگان براي تردد در جادههاي كوهستاني هزارجريب از زنجير چرخ استفاده كنند.
بخشدار هزارجريب نكا اظهار داشت: در حال حاضر عبور و مرور و تردد در جادههاي اين منطقه به طور سنگين درحال انجام است.
ميري در ادامه از رانندگاني كه قصد عبور از اين محور را دارند خواست تا از به همراه داشتن زنجير چرخ در اين منطقه اطمينان حاصل كنند.
بارش برف باعث از بين رفتن شكوفههاي بهاري در بخشهاي مختلف
هزارجريب نكا شده و سبب شد تا كشاورزان از ادامه كشت و زرع خود در اين
منطقه دست كشيده و آن را نيمه كاره رها كنند.
بخش هزارجريب نكا داري 63 روستا و بيش از 50 هزار نفر جمعيت دارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 8:53  توسط امیر حسین
|
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: واقعيت اين است كه كانديداي اصلي و
جدي اصولگرايان احمدينژاد است و رقيب جدي نيز تاكنون مطرح نشده است.
سيد
مرتضي نبوي امروز در حاشيه سفر به قزوين در گفتگو با خبرنگار فارس در
قزوين اظهار داشت: اصولگرايان براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري هنوز
به اجماع نرسيدهاند كه البته قسمتي از اصولگريان، رايحه خوش و جمعيت
ايثارگران اعلام كرده اند و پيروان خط امام نيز بيان كردند كه اعلام
ميكنند.
وي ادامه داد: با وجود به اجماع نرسيدن، خيلي تكليف نامشخص نيست زيرا
در طرف اصولگريان محمود احمدينژاد رئيس جمهور و كانديداي جدي اصولگرايان
است، بنابراين اصولگرايان خيلي مشكلي ندارند.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: واقعيت اين است كانديداي اصلي
و جدي اصولگريان احمدينژاد است و مشاهده نيز ميكنيد كه رقيب جدي تاكنون
مطرح نشده است و اين متفاوت با جبهه اصلاحطلبان است كه كانديدهاي جدي و
متعددي هستند.
وي با اشاره به اهميت رعايت اخلاق انتخاباتي افزود: رعايت اخلاق،
مرزها و حرمتها امري ضروري است و نقد بايد روي عملكردها باشد نه روي
اشخاص.
نبوي تصريح كرد: تجربه در انتخابات مختلف در كشور ما نشان ميدهد كه
بداخلاقيها و جار و جنجالها منجر به افزايش مشاركت نميشود، بلكه منجر
به دلسرد شدن مردم ميشود و اگر ما به دنبال و خواهان افزايش مشاركت مردم
هستيم، بايد فضاي رقابت سالمي داشته باشيم.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه كرد: تا جايي كه ميتوانيم بايد
عالمانه عمكردها را نقد كنيم، نه اينكه اشخاص را تخريب كرده و سياهنمايي
كنيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 8:6  توسط امیر حسین
|
ميرحسن موسوي كانديد اصلاح طلب دوره دهم انتخابات رياست جمهوري در
گفتگو با فايننشيال تايمز با اشاره به برنامه هستهاي كشورمان گفت: هيچ كس
در ايران تعليق برنامه هستهاي را نميپزيرد
به
گزارش خبرنگار "سرويس مجازي " خبرگزاري فارس، ميرحسين موسوي گفتگوي را با
فايننشيال تايمز به مدت 18 دقيقه انجام داده است كه متن اين مصاحبه به اين
شرح است:
اخيرا گفتهايد در صورت انتخاب به دنبال تشنجزدايي با غرب خواهيد
بود. چطور ميتوانيد بدون مصالحه بر سر برنامه هستهاي اين رويكرد را با
آمريكا داشته باشيد؟
من تشنجزدايي را اصلي براي ساختن اعتماد بين ايران و ساير كشورها
ميدانم. به نظرم گفتمان اخير بر سر تفاوت ميان فنآوري هستهاي و
سلاحهاي هستهيي مورد خوبي است. هر قدر روي اين تفاوت بيشتر تاكيد شود
احتمال تشنجزدايي بيشتر خواهد شد.
آيا اگر رييس جمهور شويد ايران برنامه غنيسازي اورانيوم را به حالت تعليق درخواهد آورد؟
نه، هيچ كس در ايران تعليق را نميپذيرد.
شما هم نميپذيريد؟
نه. مشكل اين جاست كه ما تجربه بدي از تعليق داريم. اين كار اولين بار
در سالهاي 2003 تا 2005 انجام شد و قرار بود در آن هنگام بر سر مسايل بحث
شود و سوء ظنها از بين برود، اما تعليق در عوض ابزاري براي محروم كردن
ايران از دسترسي به فنآوري هستهاي شد. اين خاطره بدي است.
پس چطور تنشها را از بين ميبريد؟
پيشرفت در فنآوري هستهاي و استفاده صلحآميز از آن حق تمام كشورها و
ملتهاست. اين چيزي است كه ما با مصائب فراوان با تلاشهاي خودمان به آن
رسيديم. بايد ببينيم چه راه حلهايي وجود دارد. به عبارت ديگر، چه
تضمينهايي ميتوان براي تبديل نشدن اين برنامه به توليد سلاحهاي هستهاي
ارائه كرد.
چه راهحلهايي؟
اينها را ميتوان در مذاكرات فني به دست آورد.
يك رييس جمهور چطور ميتواند در تصميمهاي هستهاي تاثيرگذار باشد، در
حالي كه آخرين حرف را در اين زمينه آيتالله سيد علي خامنهاي رهبر معظم
انقلاب ميزند؟
تصميم بر سر فنآوري هستهاي قطعا بايد بر مبناي اجماع ملي باشد. روشن است كه نقش رهبر معظم انقلاب هم بسيار تعيينكننده است.
تا حالا هيچ راه حلي پيدا نشده. رياست جمهوري شما چهطور به پيدا كردن راه حل كمك خواهد كرد؟
اين مساله تنها به ما وابسته نيست، بلكه به گفتمان آمريكاييها و
مسائلي كه آنها دنبال ميكنند هم بستگي دارد. هر قدر آنها واقعگرايانهتر
به مسائل نگاه كنند و حق ايران را در اين زمينه بيشتر به رسميت بشناسند،
روشن است كه شرايط براي يافتن راه حلها مساعدتر خواهد شد.
روابط شما با آيتالله خامنهاي در گذشته پر از تنش بوده. آيا فكر
ميكنيد اين تنش در صورت انتخاب مجدد شما ادامه خواهد داشت؟ آيا ميتوانيد
به ما بگوييد در جلسه هفته قبل بين شما چه گذشت؟
در زمان نخستوزيري من (1981 تا 1989) تنش وجود داشت، اما به دليل
مشكلات ساختاري قدرت بود. اين مشكلات با بازبيني قانون اساسي در سال 1989
برطرف شد. حالا مديريت رهبر معظم به عنوان ولي فقيه در كشور ما و روابطش
با ساير ارگانها و نهادها، از جمله سازمانهاي دولتي كاملا روشن است.
بديهي است چشمانداز همكاري براي پيشرفت كشور بسيار خوب است.
جلسه هفته گذشته شما با او چطور بود؟
بسيار مثبت بود.
آيا مشكلي با كانديداتوري شما داشت؟
نه، هيچ مشكلي. ايشان موضعي بيطرفانه در انتخابات آتي دارد. ايشان در
سخنرانياش در مشهد به اين موضوع اشاره كرد و در ديدار با من هم آن را
تكرار نمود. ما رابطه زيادي با هم داريم و بر سر مسائل گوناگون بحث
ميكنيم. جلسه اخير هم بسيار خوب و مثبت بود.
آيا آيتالله خامنهاي پيشنهاد مشخصي داشت؟
نه، ما تنها درباره مشكلات كشور بحث كرديم.
آيا در برخي زمينهها با او تفاوتهايي اساسي داريد؟
نه.
آيا دليل اصلي اين كه در 20 سال گذشته در صحنه سياسي كشور حضور نداشتيد، تفاوتهاي شما با ايشان در گذشته بود؟
نه. من اعتقاد داشتم جمهوري اسلامي وضعيتي باثبات دارد و سياستمداران
متفاوت ميتوانند بيايند و بروند. دغدغهاي درباره اين كه چه كسي
رييس جمهور باشد نداشتم. همچنين به فرهنگ علاقهمند بودم و به همين
دليل به سمت فعاليتهاي فرهنگي رفتم. البته در اين دوره مشاور مقامات ارشد
كشور بودم. همچنين عضو شوراي انقلاب فرهنگي و مجمع تشخيص مصلحت نظام هم
بودهام. لازمه داشتن اين پستها اين بود كه مسائل سياسي و اجرايي را
دنبال كنم. اين ربطي به مشكلات در دوران جنگ ندارد. آيتالله اكبر هاشمي
رفسنجاني كانديدايي بسيار قدرتمند و قوي بود. بعد آقاي محمد خاتمي آمد.
اما فكر كردم كه بهتر است در اين دوره به ميدان بيايم.
آيا آقاي احمدينژاد را خطري براي ايران و نظام سياسي جمهوري اسلامي ميدانيد؟
آقاي احمدينژاد رييس جمهور ماست و به همين دليل به او احترام
ميگذارم. انتقاداتي درباره نظرات و رفتار ايشان وجود دارد. اين در
كشورهايي مثل ما، كه در آنها آزادي وجود دارد، طبيعي است. من خود آقاي
احمدينژاد را خطر نميبينم.
پس چه خطري را مشاهده كرديد؟
به نظر من كشور ميتواند بهتر اداره شود و سياستهاي مالي، اقتصادي،
فرهنگي و خارجي موثرتري ميتوان به كار برد. در سياست خارجي ميتوانيم
رابطه بهتري با دنيا داشته باشيم و اين ميتواند براي توسعه كشور ما بسيار
مهم باشد.
بسياري از منتقدان آقاي احمدينژاد اعتقاد دارند اگر او مجددا انتخاب شود كشور به بحران خواهد رفت. آيا شما موافقيد؟
نميخواهم اين را بگويم و دوست ندارم از كلمات خشن استفاده كنم.
فكر ميكنيد اگر انتخاب شويد مورد حمايت آيتالله خامنهاي خواهيد بود؟
كاملا طبيعي است كه رهبر معظم انقلاب هر دولتي كه با حمايت راي مردم
بر سر كار بيايد را حمايت خواهد كرد. اين حمايت ميتواند در صورتي كه
سياستهاي دولت نزديك به نظرات رهبر معظم باشد بيشتر هم شود.
آيا سعي خواهيد كرد سياستهايتان را نزديك به نظرات رهبر معظم انتخاب كنيد؟
بله. كشور هر قدر در سياستهاي بنيادي بيشتر به سمت اجماع حركت كند
بهتر اداره خواهد شد. اما بايد در نظر داشته باشيد كه يكي از مهمترين
مسئوليتهاي رهبر تصويب و ابلاغ سياستهاي كلاني است كه ابتدا در مجمع
تشخيص مصلحت نظام بر سر آنها بحث شده و سپس ايشان بر آنها صحه گذاشتهاند
و به سازمانها اعلام كردهاند. تعهد دولت به اين سياستهاي عمومي
ميتواند بهترين روابط را بين دولت و رهبر برقرار كند.
براي مدتي از صحنه سياسي كشور دور بوديد و جوانان ايران شايد شما را نشناسند، چرا آنها به شما راي خواهند داد؟
جوانان به روشني حق دارند به هر فردي كه ميخواهند راي دهند. من تا
روز انتخابات سياستهاي خودم را در زمينه مسائلي مانند فرهنگ با دقت شرح
خواهم داد و درباره دغدغههاي آنها مثل مسكن، اشتغال و ازدواج سخن خواهم
گفت. اگر جوانان فكر كنند اين سياستها پاسخگوي نيازهايشان است، طبيعي است
كه به من راي خواهند داد و اگر هم نه كه به من راي نميدهند.
آيا رويكرد خاصي براي اين داريد كه جوانان را متقاعد سازيد كه نامزد مطلوب آنها هستيد؟
به نظرم بايد به جوانان اعتماد كرد. من بدبيني بعضي سياستمداران نسبت
به آنها را ندارم. بعضي تغييرات جزئي در ظاهر جوانان نبايد باعث شود فكر
كنيم آنها هويتي ضد ملي پيدا كردهاند. فكر نميكنم آنها ظاهرشان را چنان
تغيير داده باشند كه نتوانيم بشناسيمشان. فكر ميكنم جوانان ما خيلي خوب
و خلاق هستند و حقيقتا انسانهاي محجوبي هستند كه به گذشته و فرهنگ
غنيشان ميبالند.
چطور آراءشان را جذب ميكنيد؟
سعي خواهم كرد در اين يك ماه باقي مانده بر سر اين مسائل با آنها بحث
كنم و فكر ميكنم آنها سيگنالهايي كه به سمتشان ميفرستم را با نگاهي
مثبت دريافت ميكنند.
جامعه تجاري ايران هنوز به ياد دارند كه در دهه 80 ميلادي قصد داشتيد
ساختمان اتاق بازرگاني را با بولدوزر خراب كنيد تا به آوارگان جنگ،
پناهگاه بدهيد. اين باعث ميشود مردم نگران سياستهاي اقتصادي شما باشند.
ساختماني كه ميگوييد را يادم نيست. البته ما رابطه خوبي با اتاق
بازرگاني نداشتيم، و اين به روال انتخابات در اتاق و سياستهاي مربوط به
جنگ ميشد. ولي ما ساختمان را خراب نكرديم. طبيعي است كه در پايان جنگ،
ديگر دليلي براي اين روياروييها وجود نداشت. من اعتقاد به حضور قدرتمند
بخش خصوصي، به ويژه در بخش توليد دارم. همچنين به نظر من بايد بهترين
استفادهها را از امتيازات نسبي ايران در تجارت انجام داد. به نظر من
آنهايي كه به فكر كشور و اقتصاد هستند، از جمله اتاق بازرگاني، از اين
رويكرد استقبال خواهند كرد و رابطه خوبي با دولت برقرار خواهند نمود.
پس انتظار نداريد با جامعه تجاري دچار تنش شويد؟
نه. براي رفع مشكل بيكاري احتياج به بخش خصوصي داريم. تلاش براي حل اين مسائل با سرمايهگذاريهاي دولتي آينده روشني نخواهد داشت.
برنامه اقتصادي شما چيست؟
به نظر من فرصتهاي متعددي در كشور ما وجود دارد. نقش دولت ميتواند
راهنمايي به سمت اقتصاد ملي قدرتمند باشد. ما بيش از حد اجازه واردات
دادهايم. در اين سياست بايد تجديد نظر كرد. بايد گامهاي بزرگتري براي
حمايت از اقتصاد مليمان برداريم.
آيا قصد محدود كردن واردات را داريم؟
به نظر من نميتوان يك نسخه واحد تجويز كرد. بايد ببينيم چه بخشهايي
بايد در چه بازدهاي از زمان محدود شوند. بايد به تدريج بخشهايي كه در
آنها امتيازات نسبي داريم را فعالتر سازيم.
يك مثال ميزنيد؟
بسياري از كارخانهها هستند كه 50 تا 60 سال پيش ساخته شدهاند و
ظرفيت بالايي دارند و عالي كار كردهاند. اما آنها نميتوانند با محصولات
خارجي رقابت كنند، چون اين محصولات به روشهاي مختلفي وارد كشور ميشود.
آنها خودشان هم واردكننده شدهاند. بايد اين روند را متوقف كرد. اين را در
بخشهاي مختلفي ميتوانيد ببينيد.
با يارانهها چه خواهيد كرد؟
يارانهها بايد هدفمند شوند. اصل دادن يارانهها تا حدي قابل قبول
است، اما بايد هدفمند شوند و روشن شود چرا داريم يارانه ميدهيم.
يارانهها بايد در خدمت اقتصاد ملي قدرتمند باشند، به حفاظت از منابع كمك
كنند و طبقات پايين جامعه را حمايت نمايند. هدفمند كردن يارانهها بايد به
تدريج انجام شود. به دليل ساختار اقتصادي ما و يارانههاي زيادي كه براي
كالاهاي اصلي متفاوت ميدهيم، هر توقف ناگهاني پرداخت يارانهها شوك وارد
خواهد كرد.
منظور شما از هدفمند ساختن «تدريجي» يارانهها چيست و چه زماني را براي انجام اين كار در نظر داريد؟ ده سال؟
شايد بتوانيم اين را در دو برنامه پنجساله به طور كامل پيادهسازي
كنيم. مهمترين بخش، يارانه انرژي است و بايد به تدريج روي آن كار كنيم.
سياستهاي اقتصادي خود را چطور اولويتبندي ميكنيد؟ سه اولويت اصلي خود را نام ببريد.
بايد مرتبا روي تورم، بيكاري و بهبود تجارت كار كنيم.
چطور محيط تجاري را بهبود خواهيد بخشيد؟
با آسان كردن صدور مجوز براي شركتهاي جديد. اين روالها در حال حاضر
در كشور ما بسيار كند هستند. ما مشكلات زيادي در اين زمينه نسبت به ساير
كشورها داريم.
تورم را چگونه مهار ميكنيد؟
از طريق سياستهاي پولي، فعال كردن بخش خصوصي و افزايش توليد و مهمتر از هر چيز ديگري، ثبات و استمرار در تصميمهاي اقتصادي.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 8:2  توسط امیر حسین
|
رييس كميسيون فرهنگي مجلس گفت:پس از سال 76 عدهاي به سمت كساني كه
امام(ره) آنها را كاملاً طرد كرده بود رفتند و كساني كه مبلّغ جدايي دين
از سياست بودند، دوباره جان گرفتند.
به نقل از نشريه پنجره غلامعلي حداد عادل رئيس
كميسيون فرهنگي مجلس در مصاحبه با اين نشريه اظهار داشت: روز اول كه هاشمي
رفسنجاني ميخواست كابينهاش را به مجلس معرفي كند، گفت: من يك كابينه
كار معرفي ميكنم، درواقع خواست بگويد اين جنگ و جدال بر سر اقتصاد دولتي
و بازار را كنار بگذاريد، اكنون كشور احتياج به سازندگي دارد ما اكنون
بايد كشور را بسازيم و اين هم چيزي نبود كه بگوييم حالا چپيها مخالف
بودند يا راستيها. وي هم براي اينكه از همه نيروها استفاده كند،
تقريباً نيمي از اعضاي دولت خود را از جريان موسوم به راست و نيمي ديگر را
از جريان موسوم به چپ انتخاب كرد.
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي در بخش ديگري از صحبتهايش به فضاي
دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني و بيتوجهي به مقوله فرهنگي پرداخت و
گفت: اما آن چه مهم است اين است كه اين سازندگي، قدري فضا را براي كار
فرهنگي تنگ كرد و اگر قرار باشد نقدي بر دوران 8 ساله رياستجمهوري هاشمي
رفسنجاني داشته باشيم اين است كه ايشان آنقدر روي سازندگي متمركز شد كه
به جنبههاي فرهنگي انقلاب، آنطور كه بايد، رسيدگي نشد.
حداد عادل در ادامه به مسائل و مشكلات سياسي پبش آمده پس از سال 76
پرداخت و تصريح كرد: مسائل سياسي كشور از 76 به بعد پديد آمد كه در واقع
آخر دهه دوم و آغاز دهه سوم بود. شما ميبينيد كه دعوا بر سر شيوه
مديريت اقتصادي نيست، دعوا بر سر مفاهيم اصلي انقلاب است يعني عدهاي به
سمت كساني كه امام(ره) آنها را كاملاً طرد كرده بود رفتند. شما ميبينيد
كه كساني كه مبلّغ جدايي دين از سياست بودند، دوباره جان گرفتند و در تمام
دوران دفاع مقدس، چون اينها اهل جبهه و جنگ نبودند و اعتقادي هم نداشتند،
حالا وارد عرصه و صحنه شده بودند و بحث جدايي دين از سياست را طرح كردند و
ما هم بهويژه بعد از دوم خرداد ديديم كه آن زمزمههايي كه در فلان مجله
يا فلان محفل هفتگي وجود دارد اينها تبديل شد به صحبت كساني كه معاون وزير
بودند و در حاكميت تحت عنوان جامعه مدني،روزنامههايي را منتشر كردند كه
موجب حيرت همگان بود.
رييس مجلس هفتم شوراي اسلامي جريان اصولگرايي را چيزي جز انديشه و
آرمانهاي اصلي و اوليه انقلاب و امام ندانست و تاكيد كرد: بعد از جريان
دوم خرداد نياز به يك بازسازي و بازتعريف از گفتمان امام (ره) احساس ميشد
و نيروهاي مخلص و وفادار به امام و انقلاب به سوي يك گفتماني رفتند كه
اسمش را اصولگرايي گذاشتند.
وي بر اينكه اصولگرايان نبايد اين راه را گم كنند خاطرنشان:
اصولگرايان براي اينكه راه را گم نكنند بايد فراموشكار نباشند يعني
بايد دائماً اين تجربه تلخ سالهاي قبل در خاطرشان باشد، يعني بايد از
ياد نبرند كه اين اصولگرايي براي چه به وجود آمد. اين حقيقتي است كه
ميتواند همه ما را عليرغم همه اختلاف سليقههايي كه داريم، حول يك
محور جمع كند .
وي افزود:ما بايد يك لحظه هم آن خطري را كه انقلاب را تهديد كرد و
باعث تولد اصولگرايي شد، فراموش نكنيم و بايد همه ما مراقب ملاكهاي
اصولگرايي و تطبيق آن با عملكرد دوستانمان باشيم به اين معني كه بايد در
قبال رفتار اصولگرايانه ديگر بازيگران سياسي نيز انصاف و حقطلبي داشته
باشيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 7:59  توسط امیر حسین
|
درگذشت همسر مكرمه امام راحل كه بهحق از وي با عنوان "مادر انقلاب
اسلامي " ياد شد، بهانهاي است براي بازخواني گوشههايي از زندگينامه و
خاطرات وي.
به
گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، خديجه ثقفي (قدس
ايران)، در مورد ازدواج خود با امام(ره) خاطرات زيبايي بر زبان ميآورد:
من متولد سال 1333 قمري هستم. پدرم 29 يا 30 ساله بود كه به فكر افتاد
براي ادامه تحصيل به قم برود. در آن زمان من تقريباً 9 ساله بودم. پدر و
مادرم به قم رفتند و 5 سال در آنجا ماندگار شدند اما من نزد مادربزرگم
ماندم. در واقع، من از اول نزد مادربزرگم مانده بودم و با او زندگي
ميكردم. من فرزند اول پدر و مادرم بودم. وقتي آنان به قم ميرفتند، 2
خواهر داشتم كه يكي از آنان فوت كرده بود و نيز 2 برادر.
در كتاب پا به پاي آفتاب به نقل از همسر امام راحل آمده است: پدرم
خوش تيپ و شيك و خوش لباس بود. بهطور مثال در آن زمان، پوستين اسلامبولي
ميپوشيد و از خانه بيرون ميرفت و همه طلاب تعجب ميكردند. با وجود اين،
هم عالم بود، هم دانشمند و هم اهل علم و اهل ايمان و متدين. يادم است كه
پدرم اجازه نميدادند ما بدون چاقچور به مدرسه برويم. كفشهايمان هم
بايستي مشكي و ساده و آستين لباسمان هم بايستي بلند ميبود.
همانطور كه گفتم، من با مادربزرگم زندگي ميكردم. نام او خانم مخصوص
بود و ما به او خانم ماماني ميگفتيم. زماني كه خانوادهام در قم بودند،
من و مادربزرگ، هر 2 سال يك مرتبه به قم ميرفتيم. 2 شب در راه
ميخوابيديم. يك شب در عليآباد و يك شب هم در جاي ديگر. پدرم در قم خانه
آبرومندي در كوچه آسيد اسماعيل در بازار اجاره كرده بود. خانه بزرگي بود
كه اندروني و بيروني و حياط خوبي داشت. صاحبخانه هم تاجر معتبري بود.
آن زمان مدرسهاي كه در آن دروس جديد تدريس ميشد، كلاسي داشت كه 20
شاگرد در آن حضور داشتند. تعداد كساني كه ميتوانستند ماهي 5 ريال بدهند،
خيلي كم بود، به همين دليل فقط دختران پزشكان، تاجرها يا... به مدرسه
ميرفتند. ما 3 خواهر بوديم كه به مدرسه ميرفتيم. خواهرهايم درقم درس
ميخواندند و من در تهران. خلاصه، تا كلاس هشتم درس خوانده بودم كه صحبت
ازدواج مطرح شد. همانطور كه گفتم، در آن مدتي كه خانوادهام در قم بودند،
ما چند بار به آنجا رفتيم. يك بار 10 ساله بودم، يك بار 13 ساله و يك بار
هم 14 ساله. دفعه آخر، پدرم از مادربزرگم خواهش كرد كه من بمانم.
مادربزرگم ميخواست پس از 15 روز به تهران برگردد. چون عيد بود. پدرم
خواهش و تمنا كرد: (من قدسي جان را سير نديدم. بگذاريد 2 ماه پيش من
بماند. ما تابستان به تهران ميآييم و او را ميآوريم.)
بالاخره مادربزرگم راضي شد و من با اينكه راضي نبودم، چند ماه در قم
ماندم. آن موقع من تصديق ششم را گرفته بودم، به هر حال چند ماه در قم
ماندم و بعد با مادرم به تهران آمدم.در مدت اين 5 سال، پدرم در قم دوستاني
پيدا كرده بودكه يكي از آنان آقا روحالله بودند. هنوز حاجي نشده و مرد
نجيب، متدين و باسوادي بودند. پدرم ايشان را كه با من 12 سال تفاوت سني
داشت پسنديده بود. يكي ديگر از دوستان پدرم آقاي سيد محمد صادق لواساني
بودند كه به آقا روحالله گفته بود: چرا ازدواج نميكني؟
ايشان هم كه 26، 27 سال داشتند، گفته بودند: من تاكنون كسي را براي
ازدواج نپسنديدهام و از خمين هم نميخواهم زن بگيرم و كسي را در نظر
ندارم. آقاي لواساني گفته بودند: آقاي ثقفي 2 دختر دارد و خانم داداشم
ميگويد خوبند.
بعدها آقا برايم تعريف كردند كه وقتي آقاي لواساني گفت كه آقا ثقفي 2
دختر دارد و از آنها تعريف ميكنند، مثل اينكه قلب من كوبيده شد. اين طور
شد كه آقاي لواساني از طرف امام آمد خواستگاري. قبل خواستگاري حدود 2 ماه
طول كشيد. چون من حاضر نبودم به قم بروم. آن زمان هم كه به خانه پدرم
ميرفتم، بعد از 10، 15 روز از مادربزرگم ميخواستم كه برگرديم. چون قم
مثل امروز نبود. زمين خيابان تا لب ديوار صحن قبرستان بود و كوچهها خيلي
باريك بودند. به همين خاطر، زود از قم ميآمدم. آن 2 ماهي كه پدرم مرا به
زور نگه داشت، خيلي ناراحت بودم. مراحل خواستگاري آغاز شد. پدرم ميگفت:
از طرف من ايرادي نيست و قبول دارم. اگر تو را به غربت ميبرد، اما آدمي
است كه نميگذارد به تو بد بگذرد.
پدرم به دليل رفاقت چندسالهاش از آقا شناخت داشت، اما من ميگفتم: اصلاً به قم نميروم.
گرچه بر اثر خوابهايي كه ديدم، فهميدم اين ازدواج مقدر است.
آقا سيد احمد لواساني از جانب داماد، هر شب ميآمد خواستگاري و ميپرسيد: چه شد؟
پدرم هم ميگفت: زنها هنوز راضي نشدهاند.
آقا سيد احمد هم كه با پدرم دوست بود، 2، 3 روز ميماند و برميگشت.
مدتي گذشت تا اينكه دفعه پنجمي كه در عرض دو ماه آمده بود، گفت: بالاخره
چه شد؟
پدرم ميخواست رد كند و بگويد: من نميتوانم دخترم را بدهم. اختيارش دست خودش و مادربزرگش است و ما براي مادربزرگش احترام قائليم.
مادربزرگم راضي نبود، چون شريك ملكهاي مادربزرگم هم از من خواستگاري
كرده بود. فرداي شبي كه آن خواب را ديدم، سرصبحانه جريان را براي
مادربزرگم تعريف كردم، بلافاصله وقتي اسباب صبحانه را جمع كرديم، پدرم
وارد شد، زمستان بود و كرسي گذاشتيم. همه اينها بر حسب اتفاق بود. وقتي
پدرم وارد شد و نشست، من چاي آوردم، گفتند: آقا سيد احمد آمده، دفعه پنجمش
است و حرفي به من زده كه اصلاً قدرت گفتن ندارم. حرف اين بود: با رفاه
بزرگ شده و با وضع طلبگي نميتواند زندگي كند و اين حرفها را كساني كه
مخالفند، ميزنند. در واقع همه مخالف بودند، اول خودم، بعد مادربزرگم،
مادرم و همه فاميل، پدرم هم گفت: ميل خودتان است، اما به ايشان اعتقاد
دارم كه مرد خوب، باسواد و متديني است و ديانتش باعث ميشود كه به
قدسيجان بد نگذرد.
پدرم گفت: اگر ازدواج نكني، من ديگر كاري به ازدواجت ندارم. سپس گزي
را برداشتند و گفتند: من به عنوان رضايت قدسي ايران گز را ميخورم. باز من
چيزي نگفتم، ابهت خوابي كه ديده بودم، مرا گرفته بود، خواب چه بود؟ خواب
حضرت رسول(ص)، اميرالمومنين و امام حسن(ع) را ديدم، در حياط كوچكي كه همان
حياطي بود كه براي عروسي اجاره كردند، همان اتاقها به همان شكل و شمايل،
حتي پردههايي كه خريدند، همان بود كه در خواب ديده بودم، آن طرف حياط
اتاق، مردها بودند، پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) و امام حسن(ع) نشسته بودند و
طرفي كه اتاق عروس بود، من بودم و پير زني با چادري شبيه چادر شب كه
نقطههاي ريزي داشت و به آن چادر لكي ميگفتند، در اتاق شيشه داشت و من آن
طرف را نگاه ميكردم، از او پرسيدم: اينها چه كساني هستند؟ پيرزن گفت: آن
رو به رويي كه عمامه مشكي دارد پيامبر(ص)، آن مرد هم كه مولوي سبز و كلاه
قرمز با شال بلند دارد، علي(ع) است، اين طرف هم جواني عمامه مشكي بود كه
پيرزن گفت: اين هم امام حسن(ع) است... خوشحال شدم و گفتم: اي واي، اين
پيامبر است و اين اميرالمومنين، من اين افراد را دوست دارم، آن آقا امام
دوم من است و از خواب پريدم، ناراحت شدم كه چرا زود از خواب پريدم، زماني
كه براي مادربزرگم تعريف كردم، گفت: مادر! معلوم ميشود كه اين سيد حقيقي
است، اين تقدير توست.
سرانجام آقا سيد احمد لواساني و 2 برادر امام(ره) و آقا سيد محمد
صادق لواساني و داماد با يك خدمتگزار به نام مسيب براي خواستگاري نزد پدرم
آمدند. پدرم هم مرا خبر كرد. ذبيحالله، خدمتگزار آقايم، آمد منزل
مادربزرگم و گفت: خانم مهمان دارند، گفتهاند قدسي ايران بيايد آنجا.
مادربزرگم گفت: مهمانش كيست؟
به او سفارش كرده بودند كه نگويد داماد آمده است. واهمه از اين داشتند
كه باز بگويم نه. من هم رفتم خانه مادرم. آنجا كه رفتم موضوع را فهميدم.
آن خواهرم كه يك سال و نيم از من كوچكتر بود، شمس آفاق، ديد و گفت داماد
آمده! داماد آمده!
مرا بردند و داماد را از پشت اتاق نشانم دادند. مردها توي اتاق ديگري
نشسته بودند و من از پشت در اتاق ايشان را ديدم. آقا زردچهره بودند و
مويشان كمي به زردي ميزد. اتفاقاً رو به روي در، زير كرسي نشسته بود.
وقتي برگشتم، مادرم و خواهرانم هم آمدند و داماد را ديدند. چون هيچكدام
قبلاً داماد را نديده بودند. من از داماد بدم نيامد اما سني هم نداشتم كه
بتوانم تشخيص بدهم كه چه كار بايد بكنم.
ذاتاً هم آدم صاف و سادهاي بودم. پدرم آمد و آهسته از خانم جانم پرسيد: وقتي قدسي ايران برگشت، چه گفت؟
مادرم گفت هيچي نشسته است
بعداً به من گفتند: وقتي تو ساكت نشسته بودي، به زمين افتاد و سجده كرد.
چون خودش ايشان را پسنديده بود. پدرم هميشه ميگفت من دلم يك پسر اهل
علم ميخواهد و يك داماد اهل علم. همين هم شد. آقا اهل علم بود و يكي از
برادرهايم، يعني حسن آقا را هم اهل علم كرد. با وجود همه آنچه گفتم، پدرم
هم به آساني رضايت نداد. روزي كه ميخواست جواب مثبت به آقا سيد احمد
بدهد، به ايشان گفته بود خانمها ايراد ميگيرند.
آقا سيداحمد پرسيده بود: ايرادشان چيست؟
پدرم گفته بود: يكي اين كه او را نميشناسد و او مال خمين است و دختر
در تهران بزرگ شده و در رفاه بزرگ شده است و وضع مالي مادربزرگش خيلي خوب
بوده و با وضع طلبگي زندگي كردن برايش مشكل است. ما نميدانيم آيا اصلاً
چيزي دارد يا نه. اگر درآمدش فقط شهريه حاج عبدالكريم باشد، نميتواند
زندگي كند. ما ميخواهيم بدانيم كه آيا از خودش سرمايهاي دارد؟ از آن
گذشته داماد زن ديگري دارد يا نه؟ شايد در خمين زن و بچه داشته باشد.
بعدها خود امام به من گفتند كه ايشان اصلاً زن نديده بودند. آقا سيد احمد
به پدرم گفته بود: خانمها درست ميگويند. به من اطمينان داري يا نه؟ اگر
به من اطمينان داري، خودم ميروم خمين و تحقيق ميكنم و از وضع زندگي
ايشان ميپرسم. بعد هم رفت خمين و منزلشان را ديد. منزل خانواده امام مفصل
و آبرومند بود. 2 تا حياط تو در تو داشتند و خودشان هم خيلي خوب و خوش
برخورد و آقامنش بودند. بودجه او هم ماهي سيتومان بود كه از ارث پدر
داشت. وقتي آقا سيداحمد لواساني ميآيد، ماجرا را به پدرم ميگويد. او هم
رضايت ميدهد.
بعد هم كه من آن خواب را ديدم. عروسي ما در ماه مبارك رمضان بود و
اين مسئله چند دليل داشت. اول اينكه امام مقيد بودند كه درسها تعطيل
باشد و دوم آن كه من نزديك تولد حضرت صاحبالزمان(عج) آن خواب را ديدم و
به اين دليل، خواستگاران اول ماه رمضان آمدند. عقد ما مفصل نبود. پدرم در
اتاق بزرگ اندروني كه تالار نام داشت، نشسته بود. مرا صدا كرد و گفت:
قدسيجان! بيا. من تازه از مدرسه آمده بودم و چون بيچادر پيش ايشان
نميرفتيم، چادر خواهر كوچكم را انداختم سرم و نزدشان رفتم. پدرم گفت: آن
طرف كرسي بنشين.
خانواده داماد روز اول ماه رمضان آمده بودند و آن روز، هشتم ماه بود.
در اين مدت، چند روز در منزل پدرم بودند و مادرم هم خوب و مفصل از آنان
پذيرايي كرده بود. آنان در پي خانهاي اجارهاي ميگشتند تا عروس را
ببرند. بنا بود عروسي در تهران برگزار شود و بعد به قم برويم. بعد از 8
روز، خانه پيدا شد كه درست هماني بود كه در خواب ديده بودم. پدرم گفت: مرا
وكيل كن كه من آقا سيداحمد را وكيل كنم كه بروند حضرت عبدالعظيم(ع) صيغه
عقد را بخوانند. آقا هم برادرش آقاي پسنديده را وكيل ميكند.
من مكثي كردم و بعد گفتم: قبول دارم.
به اين ترتيب، رفتند و صيغه عقد را خواندند. بعد از اينكه خانه مهيا
شد، پدرم گفتند: به اينها اثاث بدهيد كه ميخواهند بروند آن خانه. اثاث
اوليه مثل فرش و لحاف كرسي و اسباب آشپزخانه و ديگر چيزها را فرستادند. يك
ننه خانم هم داشتيم كه دايه مادرم بود. او را هم با دخترش عذراخانم
فرستادند آنجا براي پذيرايي و آشپزي. شب پانزدهم يا شانزدهم ماه مبارك
رمضان بود كه دوستان و فاميل را دعوت كردند و لباس سفيد و شيكي را كه دختر
عمهام با سليقه روي آن، گل نقاشي كرده بود، دوختند و من پوشيدم. مهريهام
هزار تومان بود. خانواده داماد گفتند: اگر ميخواهيد خانه مهر كنيد. ولي
پدرم به من گفت: من قيمت ملك و خانههايشان را نميدانستم. نميدانستم
قيمت در خمين چطور است، به همين دليل هم پول مهر كردم.
من هرگز مهرم را مطالبه نكردم اما امام آخرهاي عمرشان وصيت كردند كه يك دانگ از خانه قم به عنوان مهر من باشد.
امام(ره) هميشه احترام مرا داشتند. هيچ وقت با تندي صحبت نميكردند.
اگر لباس و حتي چاي ميخواستند، ميگفتند: ممكن است بگوييد فلان لباس را
بياورند؟ گاهي اوقات هم خودشان چاي ميريختند. در اوج عصبانيت، هرگز
بياحترامي و اسائه آداب نميكردند. هميشه در اتاق، جاي بهتر را به من
تعارف ميكردند. تا من نميآمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نميكردند. به
بچهها هم ميگفتند صبر كنيد تا خانم بيايد. ولي اين طور نبود كه بگويم
زندگي مرا با رفاه اداره ميكردند. طلبه بودند و نميخواستند دست، پيش اين
و آن دراز كنند، همچنان كه پدرم نميخواست. دلشان ميخواست با همان بودجه
كمي كه داشتند، زندگي كنند، ولي احترام مرا نگه ميداشتند و حتي حاضر
نبودند كه من در خانه كار بكنم. هميشه به من ميگفتند: جارو نكن. اگر
ميخواستم لب حوض روسري بچه را بشويم، ميآمدند و ميگفتند: بلند شو، تو
نبايد بشويي. من پشت سر ايشان اتاق را جارو ميكردم و وقتي منزل نبودند،
لباس بچهها را ميشستم. يك سال كه به امامزاده قاسم رفته بوديم، كسي كه
هميشه در منزلمان كار ميكرد با ما نبود. بچهها بزرگ شده و دخترها شوهر
كرده بودند. وقتي ناهار تمام شد، من نشستم لب حوض تا ظرفها را بشويم.
ايشان همين كه ديدند من دارم ظرفها را ميشويم، به فريده، يكي ازدخترها
كه در منزل ما بود، گفتند: فريده! بدو. خانم دارد ظرف ميشويد.
امام در مسائل خصوصي زندگي من دخالت نميكردند. اوايل زندگيمان،
يادم نيست هفته اول يا ماه اول به من گفتند: من كاري به كار تو ندارم. به
هر صورت كه ميل داري لباس بخر و بپوش اما آنچه از تو ميخواهم اين است كه
واجبات را انجام بدهي و محرمات را ترك بكني، يعني گناه نكني.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 7:56  توسط امیر حسین
|
رئيس شوراي هماهنگي اصولگرايان مازندران با اشاره به اينكه اگر
امكان رايآوري در برابر احمدينژاد وجود داشت، خاتمي كنارهگيري نميكرد،
گفت: موسوي قرباني جبهه دوم خرداد شده است.

علي
صابري امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در ساري با بيان اينكه حضور موسوي و
متحد كردن اصلاحطلبان رقابتهاي انتخاباتي را به خطكشيهاي دهه 60
مشابه كرده است، اظهار داشت: در آن زمان نيز طرفداران موسوي گروه چپ
بودند، اكنون نيز با ورود وي به عرصه انتخابات همگي زير چتر جبهه دوم
خرداد رفتهاند.
صابري گفت: تمامي گروههاي چپ اكنون براي كنارزدن احمدينژاد و گروه راست با يكديگر متحد شدهاند.
وي با اشاره به اينكه خاتمي ميدانست در برابر احمدينژاد امكان
رايآوري ندارد، تصريح كرد: معرفي موسوي به عنوان كانديداي اين
اصلاحطلبان و حمايت مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامي از وي براي مقابله با
احمدينژاد است.
به گفته صابري حضور موسوي براي گرفتن راي اصولگرايان در برخي قشرها مانند رزمندگان و فرماندهان سابق جنگ است.
دبير جبهه پيروان خط امام و رهبري استان مازندران ادامه داد:
اصلاحطلبان پس از دو سفر استاني به اين نتيجه رسيدند كه دوم خرداد ديگر
تكرار شدني نيست و به عدم رايآوري خود مطمئن شدند و سپس خاتمي از
انتخابات كنارهگيري كرد.
صابري با اشاره به اينكه لفظ بازگشت به اصول موسوي را نبايد
اصولگرايي دانست، خاطرنشان كرد: تفكر موسوي همان اقتصاد دولتي است كه زمان
نخستوزيرش اجرا ميكرد، زيرا با وجود تاكيد امام راحل براي واگذاري امور
به مردم ايشان بايد پاسخ دهند كه در آن زمان چه قسمتي از امور به مردم
واگذار شد.
وي با بيان اينكه طرح كوپونيسم موسوي، مصرفگرايي را در ايران گسترش
داد، يادآور شد: در آن دوران درصد بسيار كمي از مردم اقلامي كه بعدها با
كوپن واگذار شد را مصرف ميكردند، در حالي كه اين طرح ذائقه مردم را
تغيير داد و افزايش سطح مصرف را موجب شد، در حالي كه ميشد با توسعه
اقتصاد كشاورزي نيازهاي مختلف كشور را برآورده كرد.
به گفته صابري با وجود اينكه موسوي به مجاهدين انقلاب اسلامي و
مشاركت قولهايي داده است، وي شايد به آنها نيز عمل كند اما باور اقتصاد
دولتي را دارد.
دبير جامعه اسلامي مهندسين مازندران با اشاره به اينكه همانگونه كه
اصولگرايان در انتخابات هشتم رياست جمهوري فعاليت چنداني نداشتند، يادآور
شد: تجربه نشان داده رياست جمهوري در ايران هشت ساله است و مردم به رئيس
دولت اجازه ميدهند تا برنامههاي خود را به صورت كامل اجرا كند، بنابراين
اصلاحطلبان نبايد اين ريسك را ميكردند كه فعاليت جدي در اين دوره انجام
دهند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 18:54  توسط امیر حسین
|
مدير جهاد كشارزي شهرستان نكا گفت: در سال جاري 10 هزار هكتار نشاي
برنج در سطح شهرستان نكا كاشته ميشود كه سهم طرح آرماني برنج 100 هكتار
است.
محمدعلي
شبستاني امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در نكا اظهار داشت: با توجه به
تخم و شيار 45 درصد از زمينهاي شاليزاري اين شهرستان، كشاورزان نكايي
تاكنون 27 درصد آب تخت شده را براي برنج آماده كردهاند.
وي افزود: در فصل زراعي جاري با توجه به مقابله با خشكسالي، كشاورزان زودتر از موعد مقرر اقدام به كشت كردند.
مدير جهاد كشاورزي نكا تصريح كرد: با توجه به بارندگيهاي اخير در
شهرستان، كمبود آب زمينهاي شاليزاري و آبگيري آببندانها براي كشت بهاره
برنج رفع شده است.
شبستاني در ادامه با بيان اينكه پروژه آرماني برنج در سطح صد هكتار
از مزارع شاليزاري روستاي خورشيد انجام ميشود، بيان داشت: اين طرح با هدف
افزايش عملكرد و توليد برنج در مزارع اجرايي ميشود كه در سال گذشته با
اجرايي شدن آن در همين روستا، رشد قابل توجهي در برداشت برنج داشتهايم.
وي همچنين از توزيع 15 تن بذر اصلاح شده ارقام پرمحصول برنج شامل
بذر ندا، فجر، شيرودي و هيبريد در اين شهرستان خبر داد و خاطرنشان كرد:
تاكنون انواع كود شيميايي بين كشاورزان اين شهرستان توزيع شده است.
شبستاني افزود: از هشت كارشناس ناظر برنج در اراضي كشاورزي شهرستان
نكا در روستاهاي اين شهرستان به كارگيري ميشوند كه توسط آنان آخرين
توصيههاي فني بهرهبرداري و توليد بيشتر در واحد سطح به كشاورزان ارائه
داده ميشود.
وي تشكيل ستاد مديريت خشكسالي در شهرستان نكا براي مقابله با
خشكسالي را از برنامههاي مهم كشاورزي اين شهرستان دانست كه جلسات اين
ستاد به صورت هفتگي در فرمانداري نكا تشكيل ميشود.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 18:43  توسط امیر حسین
|